پیوند ها

در این فایل به موضوع علم قاضی در بالای صد صفحه پرداخته شده است که برای مطالعه این موضوع می توانید اصل فایل را در فرمت ورد دریافت و بسته به نیاز خود از یک یا چند بخش آن استفاده نمایید.
برای داشتن دید و انتخاب ساده تر قسمتی از این شروع این فایل تقدیمتان می شود:
دكتر بهرام بهرامي عضو هيأت علمي و قاضي ديوان عالي كشور
علم قاضي در پويه قضاوت:
1- مفهوم علم قاضي مهم به كسر عين به معني دانستن: دانش و معرفت و شناخت، يقين، اظهار كردن، روش نمودن، دليل، صحت، برهان، درك و فهم نسبت به حقيقت امري و در مقابل جهل وناداني است.[1]، [2]، [3]
الف) داشتن وصف دانش و آگاهي و درجهاي از دانش كه براي قضاوت لازم و ضروري است.[4]،[5]،[6]،[7]
ب) علم قاضي؛ عبارت از آگاهي و دانشي است كه دادرس از طريق ادله ابزراري و با خواندن و بررسي پرونده و تحقق از اصحاب دعوي حاصل ميشود.[8]، [9]،[10]
اين نوع علم قاضي را علم حصولي يا علم حاصل از ادله گويند.
ج) علم قاضي؛ عبارت از آگاهي و دانشي شخصي است «علم شخصي» كه خارج از پرونده وادله ابزراري از قبيل مشاهده، شنيدن و ديدن و ... حاصل شده باشد. اين نوع علم قاضي را علم شخصي يا ناشي حضور قاضي گويند.
ادله و وجوه اعتبار علم قاضي:
الف) قائلين به اعتبار و حجيّت علم قاضي؛ به منطوق و فهوم آيات 2/ نور 42، 44، 45، 48، 49/ مائده مبني بر دلالت جواز حكم قاضي به علم خود مطابق آنچه از جانب خداوند نازل شده است استناد ميكنند.[11]،[12]،[13]،[14]،[15]،[16]،[17]،[18]
ايشان معتقدند كه در آيات فوق موضوع حكم بر روي عناوين «زاتي» و «سارق» رفتهاست نه «من اقربا لزنا» يا «من اقام الشهود علي زنا» و يا سارق. به عبارت ديگر آنچه از آيات استافده ميوشد اين است كه موضوع حكم تحقق عنواني است كه خداوند، مجازاتي براي آن وضع نمودهاست. پس علم به تحقق چنين عنواني، حاي از علم به موضوع جواز قضاوت و درنهايت مجوز قضاوت مطابق علم شخصي است و در صورت عدم امتثال براساس علم قاضي، لازمه آن عمل برخلاف آيات شريفه خواهد بود.[19]،[20]
امید است این فایل در راستای ارتقاء دانش و سطح آگاهی عمومی و تخصصی شما مورد استفاده قرار گیرد.
در صورت بروز هر گونه مشکلی حتما از قسمت تماس با ما گزارش نمایید تا به طور کامل رفع شود. ما نه فقط صرفا جهت فروش فایل، تا انتهای مرحله همراه با شما هستیم.
1- دكتر جعفري لنگرودي، جعفر، ترمينولوژي حقوق ص 468
2- راغب اصفهاني، حسين بن محمد، معجم مقررات الفاظ القرآن ص 343
3- قريشي، سيد علي اكبر، قاموس قرآن ج 5 ص 32 «قدعُلِمَ كُلُ اُناس مَشرَبَهُم. 6/ بقره هر گروه محل آب خوردن خود را دانستند- قالُوا سُبحانَكَ لا عِلمَ لَنا اِلاَ ما عَلَّمتَنا 32/ بقره. گفتند منزه است خداوند، دانشي براي ما نيست مگر آنچه آخوختند ب ما- ما لَهُم بِهِ مِن عِلمٍ 4/ كهف دليلي به ين گفته ندارند- و من الناسِ مَن يُجادِلُ في اللهِ بغير علم 3/ حج يعني بدوندليل مجادله ميكند و 15/ لقمان- 100/ نعام- 68/ يونس- 61/ زخرف.
4- ر.ك علامه حلي، تبصره المتعلمين ص 696 «... في صفات القاضي و لابد أن يكون مكلفاً مؤمناً عدلاً عالماً طاهرا المولد ضابطاً...»
5- ر.ك شيح مفيده (ره) المقنعه في الاصول و الفروع، باب القضاء «... القضاء بين الناس درجه عاليه و شروط صعبه شديده... و ليس ثيق احد بذلك من نفسه حتي يكون عاقلاً كاملاً عالماً بالكتاب، ناسخه و منسوخه، محكمه و متشابهه، عارفاً بالنسه، عالماً بالغه، مطلعاً بمعناي كلام العرب، ... رعاً عن محارمالله عزوجل»
6- ر.ك امام خميني(ره)، تحرير الوسيله ج 2 ص 538 «يشترط في القاضي البلوغ، العقل، الايمان، العداله و الاجتهاد المطلق ... و الأعلميه ممن في البلد او ما يقر به علي الاحوط ...»
7- ر.ك ماده واحد قانون شرايط انتخاب قضاي دادگستري «قضات از ميان مردان واجد شرايط زير انتخاب ميشوند: 1. ايمان و عدالت و تعبد عملي نسبت به موازين اسلامي و وفاداري به نظام جمهوري اسلامي ايران 2. طهارت مولد 3. تابعيت ايران وانجام خدمت وظيفه يا دارا بودن معافيت قانوني 4. صحت مزاج و توانايي انجام كار و عدم اعتياد به مواد مخدر 5. دارا بودن اجتهاد به تشخيص شوراي عالي قضايي با اجازه قضا از جانب شوراي عالي قضايي به كساني كه داراي ليسانس قضايي يا ليساني الهيات رشته منقول يا ليسانس دانشكده علوم قضايي و اداري وابسته به دادگستري يا مدرك قضايي از مدرسه عالي قضايي قم هستند...»
8- ر.ك دكتر خوئيني، غفور، ادله اثبات دعوي ص 417
9- آيتاله شاهرودي، سيد محمود بايستهةاي فقه جزا ص 8
10- ر.ك السنهوري، عبدالرزاق، الوسيط ج 2 ص 20 «دليلهايي كه توسط آنها، اثبات دعوي ميشود براي قاضي علمي نسبت به قضيه بوجود ميآورد كه مثل آن است كه خود قاضي، شاهد و ناظر واقعه بوده است. و قاضي ناچار است بر طبق علم حاصل از آن حكم كند. ... ديگر علم شخصي قاضي خالي از اتهام و سوءظن نيست و از ميزان آن كاسته شده است ...»
11- ر.ك پيشين دكتر خوئيني، غفور ص 417
12- ر.ك پيشين آيت شاهرودي، سيد محمود ص 8
13- آيه 2/ نور «الزانيه و الزاني فاجلد و اكل واحد منهما مأه جلده»
14- آيه 42/ مائده «السارق و السارقه فاقطعوا ايدهُما جزاءَ بما كَسَباً نَكالاً من الله»
15- آيه 44/ مائده «... و من لم يحكم بما انزل الله فاؤلئك هم الكافرون»
16- آيه 45/ مائده «... و من لكم يحكم بما انزل الله فاؤلئك هم الظالمون».
17- آيه 48/ مائده «... فاحكم بينهم بما انزل الله و لا تتبع اهواءَ هم».
18- آيه 49/ مائده «و أنِ احكم بينهم بما انزل الله و لا تتبع اهواء هم».
19- ر.ك آيتالله منتظري حسينعلي كتاب حدود ص 124